close
چت روم
داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند


بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی

http://www.tafrihi3.ir/
اینـتر وب اینـتر وب
تبلیغات
تبلیغ در فان تبلیغ در فان
آخرین ارسال های انجمن
داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند

داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند

داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. پس رو به رعیت کرد و گفت:

عتیقه‌ فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای افتاده و گربه‌ای در آن آب می‌خورد.

 

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. پس رو به رعیت کرد و گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری؛ حاضری آن را به من بفروشی؟

 

رعیت گفت: چند می‌خری؟ یک درهم.

 

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.

 

عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه قیافه خونسردی به خود گرفت و گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه‌ شود، بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.

 

رعیت گفت: قربان؛ من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. آن کاسه، فروشی نیست!

 

 

 


مطالب مرتبط
ارسال نظر در " داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند "

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی