close
چت روم
داستان های آموزنده کوتاه
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
جدیدترین اس ام اس های دلتنگی عاشقانه, اس ام اس دلتنگی, اس ام اس دلتنگ بودن, اس ام اس عاشقانه دلتنگی
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آموزش ها
فیلم و سریال
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2605
  • کل نظرات : 899
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1514
  • افراد آنلاین : 5
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 4,485
  • آی پی امروز : 99
  • بازدید دیروز : 5,296
  • آی پی دیروز : 125
  • بازدید هفتگی : 4,485
  • بازدید ماهانه : 95,524
  • بازدید سالانه : 591,477
  • بازدید کل : 9,457,653
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
  • آی پی شما : 54.198.119.26
  • مرورگر شما :
تبلیغات
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
نظر شما در مورد این سایت چیست؟





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات


داستان آموزنده کلاس فلسفه
  • تعداد بازدید : 290
  • داستان آموزنده کلاس فلسفه

    داستان آموزنده کلاس فلسفه

    پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان

    خود روی میز گذاشت وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته

    برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد

    سپس  از شاگردان خود پرسید که ، آیا این ظرف پر است ؟ و همه دانشجویان موافقت کردند

     

    برای خواندن ادامه داستان آموزنده کلاس فلسفه به ادامه مطلب بروید

    داستان های کوتاه و آموزنده 93
  • تعداد بازدید : 489
  • داستان های کوتاه و آموزنده 93

    داستان های کوتاه و آموزنده 93

    داستان جالب “خلبانان نابینا”


    دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آن‌ها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می‌کرد .

    زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.

     

     

    برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید

    داستان آموزنده کوتاه درخشش کاذب
  • تعداد بازدید : 754
  • داستان آموزنده  کوتاه درخشش کاذب 

    داستان آموزنده  کوتاه درخشش کاذب

    یک روز صبح به همراه یکی از دوستان آرژانتینی ام در بیابان " موجاوه " قدم می زدیم که چیزی را دیدیم که در

    افق می درخشید . هرچند مقصود ما رفتن به یک " دره " بود ، برای دیدن آنچه آن درخشش را از خود باز می

    تاباند ، مسیر خود را تغییر دادیم .

    برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید

    داستان فوق العاده زیبای متلک به دختر
  • تعداد بازدید : 1302
  • داستان فوق العاده زیبای متلک به دختر

    خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

    خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

    خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

    اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!

    بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد

    تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و

    به محـــل زندگیش بازگردد.

    به ادامه مطلب بروید