close
چت روم
مجموعه داستان های شیرین ملا نصرالدین
سه شنبه 01 خرداد 1397
جدیدترین اس ام اس های دلتنگی عاشقانه, اس ام اس دلتنگی, اس ام اس دلتنگ بودن, اس ام اس عاشقانه دلتنگی
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آموزش ها
فیلم و سریال
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2605
  • کل نظرات : 899
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1514
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 3,669
  • آی پی امروز : 80
  • بازدید دیروز : 6,588
  • آی پی دیروز : 134
  • بازدید هفتگی : 10,257
  • بازدید ماهانه : 101,296
  • بازدید سالانه : 597,249
  • بازدید کل : 9,463,425
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 01 خرداد 1397
  • آی پی شما : 54.158.219.248
  • مرورگر شما :
تبلیغات
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
نظر شما در مورد این سایت چیست؟





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات


داستان ملانصرالدین و دانشمند
  • تعداد بازدید : 559
  • داستان ملانصرالدین و دانشمند

    داستان ملانصرالدین و دانشمند

    روزی دانشمندی به شهر ملانصرالدین وارد می‌شود و می‌خواهد با دانشمند آن شهرگفتگویی داشته باشد.

    مردم، چون کسی را نداشتند، او را نزد ملانصرالدین می‌برند. آندو روبروی هم می‌نشینند و مردم هم گرد آنها

    حلقه می‌زنند. آن دانشمند دایره‌ای روی زمین می‌کشد. ملانصرالدین با خطی آن را دو نیم می‌کند. دانشمند تخم

    مرغی از جیب درمی‌آورد و کنار دایره می‌گذارد. ملانصرالدین هم پیازی را در کنار آن قرار می‌دهد. دانشمند پنجة

    دستش را باز می‌کند و به سوی ملانصرالدین حواله می‌دهد.

     

    برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید