close
چت روم
به کجا میروی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
به کجا میروی  به کجا میروی ، با این دل شکسته به کجا مینگرینه دستی است که دستهایش را بگیردنه چشمی است که با دلسوزی او را ببیندهوای سرد دلها ، در آغوش گرم عشقها! با دلی نا امید از همه چیز ، با لبی خشکیده از یک چیز و این حادثه ی ناچیز!این رفتن بیهوده است ، اگر نماند هوای جاده آلوده است…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آموزش ها
فیلم و سریال
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2605
  • کل نظرات : 899
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1514
  • افراد آنلاین : 5
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 5,249
  • آی پی امروز : 109
  • بازدید دیروز : 5,296
  • آی پی دیروز : 125
  • بازدید هفتگی : 5,249
  • بازدید ماهانه : 96,288
  • بازدید سالانه : 592,241
  • بازدید کل : 9,458,417
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
  • آی پی شما : 54.92.173.9
  • مرورگر شما :
تبلیغات
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
نظر شما در مورد این سایت چیست؟





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات


به کجا میروی
  • تعداد بازدید : 320
  • به کجا میروی 

    به کجا میروی ، با این دل شکسته به کجا مینگری
    نه دستی است که دستهایش را بگیرد
    نه چشمی است که با دلسوزی او را ببیند
    هوای سرد دلها ، در آغوش گرم عشقها!

    با دلی نا امید از همه چیز ، با لبی خشکیده از یک چیز و این حادثه ی ناچیز!
    این رفتن بیهوده است ، اگر نماند هوای جاده آلوده است ، خیالش از همه چیز آسوده است اما
    دلش در خیالات باطل به خواب رفته است!
    هم خواب و هم بیداری ! خواب و بیداری اش مثل هم است ، تمام فکرش پیش دل است ، تمام ذکرش آه غم است ، تمام حرفها کلام آخر است
    قفسی به وسعت یک دنیا ، بی اعتقاد از همه چیز ، در دل او خدایی نیست !
    از اینکه تنهاست ، تنهاتر است ، آن گرگ گرسنه از او عاشقتر است ، این خاک آلوده نیز از دلش پاکتر است!
    فرار از عشق، گریز از انتظار ، نه معتقد است به فردا ، نه دل بسته است به دیروز، انگار امروز برایش روز آخر است !
    اگر دستش به غنچه ای برسد ، خشک میشود ، اگر به گلی خیره شود ، آن گل پر پر میشود، اگر به چشمه ای برسد کویر همراه او میشود و این سرنوشت او نیست ، این خواسته ی او است !
    به کجا میروی ، با این دل شکسته به کجا مینگری ، نه دستی است که دستهایش را بگیرد ، نه چشمی است که با دلسوزی او را ببیند !
    چون دلی سوخته تر از قلب او نیست، آنقدر حقیر است که از نزدیک هم وجودش را نمیتوان دید!
    این رفتن بیهوده است ، اگر نماند هوای جاده آلوده است !
    بمان و به امید گذشته ها بنشین ، تو که فردا را نمیبینی ، همه روزهایت مثل هم است !

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی