close
تبلیغات در اینترنت
داستان زیبای حاضر و غیاب (روایتی از عشق دوران تحصیل…)

 

موضوعات
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب تصادفی
لینکستان

    لینک ها به این صفحه انتقال

    داده شدن

    برای تبادل لینک

    به این صفحه مراجعه کنید

    تبادل لینک

آخرین مطالب ارسالی
مطالب پربازدید
اطلاعیه

توجه                                                      توجه

 

 

با سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم سایت تفریحی 

این سایت دیگر بروز نخواهد شد

لطفا جهت خواندن مطالب جدید به سایت جدید ما "خنده رنده" سر بزنید با تشکر.


khandehrandeh.ir

 

 

آخرین ارسالی های انجمن تفریحی و سرگرمی
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 2226 saber25
0 45 farzane
0 19 farzane
0 23 farzane
0 20 farzane
0 26 farzane
0 25 sharlin
0 26 sharlin
0 27 sharlin
0 30 sharlin
0 26 sharlin
0 25 soofiya
0 28 soofiya
0 32 soofiya
0 32 soofiya
درباره : عاشقانه ,
بازدید : 463 ♥ تاریخ : شنبه 17 فروردين 1392 زمان : 15:39 ♥

 

داستان زیبای حاضر و غیاب (روایتی از عشق دوران تحصیل…)

 

این داستان جذاب را از دست ندهید .

یادمه چند سال پیش که دانشجو بودم ، استادها در کلاس حضور و غیاب می کردند ،

بعضی ها هم برای اطمینان دو بار این کار رو می کردند ، اول و آخر کلاس ‍! تا مجبور باشی تا آخر سرکلاس بشینی.

دوستی بود که به یکی از دخترای کلاس علاقه داشت. هر وقت استاد شروع به حضور و غیاب میکرد، و آن دختر سرکلاس حاضر بود حتی اگر نیمی از کلاس غایب بودند، جناب مجنون بلند میگفت : استاد همه حاضرند و بالعکس. اگر آن دختر غایب بود و همه در کلاس حضور داشتند جناب مجنون میگفت استاد همه غایبند.

سالها گذشت و با خبر شدم آن دو نفر باهم ازدواج کردند و روزهای خوشی را در کنار هم دارند.

امروز آگهی ترحیم اون خانم را دیدم که با این مضمون چاپ کرده اند:

همه مرده اند ؛ هیچکس زنده نیست !

 

 






برچسب ها : داستان داستان جذاب و خواندنی داستان دوران تحصیل داستان دوران دانشجویی داستان دوران مدرسه داستان زیبای حاضر و غیاب داستان عاشقانه داستان غم انگیز عکس عکس عاشقانه , داستان , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه زیبا , داستان عاشقانه جدید , داستان جدید عاشقانه , داستان زیبای حاضر و غیاب (روایتی از عشق دوران تحصیل…) , داستان عاشقانه جالب , داستان عاشقانه باحال ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

مطالب مرتبط
”نظرات شما برای این مطلب،مطمئن باشید ما برای نظرات شما احترام خاصی قائلیم”

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار سایت
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 3
  • اعضای آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 1509

  • عضو شوید

  • نام کاربری :
    رمز عبور :


    رمز عبورم را فراموش کرده ام
    آمار مطالب
    کل مطالب : 2589
    کل نظرات : 898

    سیستم عامل :
    مرورگر :
    آی پی : 54.234.255.29

  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 2,341 نفر
  • باردید دیروز : 7,213 نفر
  • بازدید هفته : 24,752 نفر
  • بازدید ماه : 74,692 نفر
  • بازدید سال : 1,955,332 نفر
  • بازدید کلی : 8,769,147 نفر

آخرین کاربران
آخرین نظرات سایت
نظرسنجی
    نظر شما در مورد این سایت چیست؟





تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی وآدرس http://www.tafrihi3.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    بین نبودنت با رنگ ها

    دلتنگ تو که میشوم

    زندگى ام سیاه مى شود !


دوست داشتن

    هی تو کمی نزدیکتر بیا ،

    اما چیزی نگو

    بگذار فقط ،

    بگذار چشمهایمان این همه

     دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

چه ساده

    تو چه ساده می روی و …

    من!

    چقدر دوستت دارم هایی 

    که بست نشسته بر گلویم!

فاصله

     از عشق مکن شکوه که جای

    گله ای نیست

    بگذار بسوزد دل من

    مسئله ای نیست

    من سوخته ام در تب ،

    آنقدر که امروز

    بین من و خورشید

    دگر فاصله ای نیست

تبلیغات متنی