close
تبلیغات در اینترنت
داستان آموزنده از شیوانا “تحمل درد عشق”

 

موضوعات
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب تصادفی
لینکستان

    لینک ها به این صفحه انتقال

    داده شدن

    برای تبادل لینک

    به این صفحه مراجعه کنید

    تبادل لینک

آخرین مطالب ارسالی
مطالب پربازدید
اطلاعیه

توجه                                                      توجه

 

 

با سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم سایت تفریحی 

این سایت دیگر بروز نخواهد شد

لطفا جهت خواندن مطالب جدید به سایت جدید ما "خنده رنده" سر بزنید با تشکر.


khandehrandeh.ir

 

 

آخرین ارسالی های انجمن تفریحی و سرگرمی
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 2222 saber25
0 44 farzane
0 19 farzane
0 23 farzane
0 20 farzane
0 26 farzane
0 25 sharlin
0 25 sharlin
0 27 sharlin
0 30 sharlin
0 26 sharlin
0 25 soofiya
0 28 soofiya
0 30 soofiya
0 30 soofiya
درباره : عاشقانه ,
بازدید : 354 ♥ تاریخ : سه شنبه 13 فروردين 1392 زمان : 22:47 ♥

داستان آموزنده از شیوانا “تحمل درد عشق”

 

روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید

 

که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.

 

شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…

 

شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد

 

و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده

 

و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !

 

شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود

 

و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند

 

باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند.

 

شیوانا با تبسم گفت :

 

اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟

 

شاگرد با حیرت گفت:

 

ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟

 

شیوانا با لبخند گفت:

 

چه کسی چنین گفته است؟!  تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی

 

و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است.

 

این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود

 

تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی.

 

بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست.

 

مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .

 

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!

 

دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.

 

چه بهتر!

 

بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان

 

فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی!







برچسب ها : داستان , داستان جدید , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه جدید , عاشقانه داستان , عاشقانه داستان جدید , داستان آموزنده از شیوانا “تحمل درد عشق” , داستان عاشقانه از شیوانا “تحمل درد عشق” , داستان عشقی , داستان عاشقی جدید , داستان کوتاه عاشقانه ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

مطالب مرتبط
”نظرات شما برای این مطلب،مطمئن باشید ما برای نظرات شما احترام خاصی قائلیم”
این نظر توسط پریسا در تاریخ 1392/1/13 و 22:53 دقیقه ارسال شده است

خیلی قشنگ بود مرسی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار سایت
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 5
  • اعضای آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 1509

  • عضو شوید

  • نام کاربری :
    رمز عبور :


    رمز عبورم را فراموش کرده ام
    آمار مطالب
    کل مطالب : 2589
    کل نظرات : 898

    سیستم عامل :
    مرورگر :
    آی پی : 54.82.56.95

  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 5,556 نفر
  • باردید دیروز : 7,977 نفر
  • بازدید هفته : 20,754 نفر
  • بازدید ماه : 70,694 نفر
  • بازدید سال : 1,951,334 نفر
  • بازدید کلی : 8,765,149 نفر

آخرین کاربران
آخرین نظرات سایت
نظرسنجی
    نظر شما در مورد این سایت چیست؟





تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی وآدرس http://www.tafrihi3.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    بین نبودنت با رنگ ها

    دلتنگ تو که میشوم

    زندگى ام سیاه مى شود !


دوست داشتن

    هی تو کمی نزدیکتر بیا ،

    اما چیزی نگو

    بگذار فقط ،

    بگذار چشمهایمان این همه

     دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

چه ساده

    تو چه ساده می روی و …

    من!

    چقدر دوستت دارم هایی 

    که بست نشسته بر گلویم!

فاصله

     از عشق مکن شکوه که جای

    گله ای نیست

    بگذار بسوزد دل من

    مسئله ای نیست

    من سوخته ام در تب ،

    آنقدر که امروز

    بین من و خورشید

    دگر فاصله ای نیست

تبلیغات متنی