close
چت روم
داستان آموزنده

 

موضوعات
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب تصادفی
لینکستان

    لینک ها به این صفحه انتقال

    داده شدن

    برای تبادل لینک

    به این صفحه مراجعه کنید

    تبادل لینک

آخرین مطالب ارسالی
مطالب پربازدید
اطلاعیه

توجه                                                      توجه

 

 

با سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم سایت تفریحی 

این سایت دیگر بروز نخواهد شد

لطفا جهت خواندن مطالب جدید به سایت جدید ما "خنده رنده" سر بزنید با تشکر.


khandehrandeh.ir

 

 

آخرین ارسالی های انجمن تفریحی و سرگرمی
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 7 fns4565
0 5 fns4565
0 5 fns4565
0 5 fns4565
0 5 fns4565
1 2236 saber25
0 49 farzane
0 21 farzane
0 26 farzane
0 23 farzane
0 28 farzane
0 28 sharlin
0 29 sharlin
0 29 sharlin
0 31 sharlin
درباره : داستان , آموزنده ,
بازدید : 353 ♥ تاریخ : سه شنبه 11 آذر 1393 زمان : 10:52 ♥

داستان آموزنده نصیحت مادر

داستان آموزنده نصیحت مادر

دهقانی با زن و تنها پسرش در روستایی زندگی می کرد. خدا آنها را از مال دنیا بی نیاز کرده بود . مرد دهقان همیشه پسرش را نصیحت می کرد تا در انتخاب دوست دقت فراوان کند و افراد مناسبی را برای دوستی برگزیندسالها گذشت تا اینکه پدر از دنیا رفت. تمام اموال و املاکش به پسرش   رسید .

پسر کم کم نصیحتهای پدر را فراموش کرد و شروع به ولخرجی کرد، و در انتخاب دوستان بی دقت شد . هر هفته مهمانی می داد و خوش می گذراند . روزها می گذشت و پسر برای تامین هزینه های خود هر بار تکه ای از زمینهای پدرش را می فروخت .

 

برای خواندن ادامه داستان زیبای آموزنده نصیحت مادر به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده نصیحت مادر , داستان پند آموز نصیحت مادر , داستان زیبای نصیحت مادر , داستان کوتاه , داستان آموزنده , داستان پند اموز , داستان زیبای پند اموز , داستان های اموزنده ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , آموزنده ,
بازدید : 193 ♥ تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 زمان : 11:43 ♥

داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند

داستان آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. پس رو به رعیت کرد و

گفت:

عتیقه‌ فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای

افتاده و گربه‌ای در آن آب می‌خورد.

 

برای خواندن ادامه داستان زیبای آموزنده فکر نکنید دیگران احمقند به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده , داستان آموزنده کوتاه , داستان پند آموز , داستان های آموزنده پند آموز , داستان اموزنده کوتاه , داستان پند اموز جدید , داستان اموزنده فکر نکنید دیگران احمقند , داستان , داستان کوتاه ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , آموزنده , خواندنی ,
بازدید : 545 ♥ تاریخ : چهارشنبه 03 ارديبهشت 1393 زمان : 13:28 ♥

داستان کوتاه آموزنده دوست خوب

داستان کوتاه آموزنده دوست خوب

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد.

دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت:

(امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد)

 

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده , داستان اموزنده , داستان کوتاه آموزنده دوست خوب , داستان اموزنده دوست خوب , داستان های خواندنی کوتاه , داستان خواندنی کوتاه , داستان کوتاه اموزنده , داستان اموزنده کوتاه , داستان بسیار اموزنده ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , آموزنده ,
بازدید : 447 ♥ تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 زمان : 14:46 ♥

داستان های کوتاه و آموزنده 93

داستان های کوتاه و آموزنده 93

داستان جالب “خلبانان نابینا”


دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آن‌ها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می‌کرد .

زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.

 

 

برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده , داستان های آموزنده کوتاه , داستان آموزنده کوتاه , داستانک آموزنده , داستان های پر معنی , داستان های معنی دار , داستان های خواندنی 93 , داستان های کوتاه 93 , داستان پند آموز , داستان اموزنده , داستان اموزنده 93 ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , خواندنی ,
بازدید : 457 ♥ تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 زمان : 10:35 ♥

داستان زیبای عشق پولی

داستان زیبای عشق پولی

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است.

شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟

 

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان خواندنی , داستان های خواندنی , داستانک , داستان زیبای عشق پولی , داستان آموزنده , داستان کوتاه , داستان کوتاه خواندنی , داستان جالب , داستان زیبا , داستان بسیار زیبا , داستانک زیبا , داستانک خواندنی , سایت تفریحی و سرگرمی , سایت تفریحی , داستان جالب و خواندنی ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , آموزنده ,
بازدید : 595 ♥ تاریخ : پنجشنبه 12 دي 1392 زمان : 10:37 ♥

داستان آموزنده دوایر زندگی 

داستان آموزنده دوایر زندگی

وقتی کودکی هفت ساله بودم ، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و به من گفت :

سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ ایجاد شده نگاه کن .

سپس از من خواست که خودم را به جای آن سنگ تصور کنم . او گفت : " تو می توانی تعداد

زیادی از جلوه ها و نمود ها را در زندگیت خلق کنی اما امواجی که از این جلوه ها پدید می آید ،

صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات تو را بر هم خواهد زد . 

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : بهترین داستان ها , جدیدترین داستانها , داستان آموزنده , داستان آموزنده شرافت و مردانگی , داستان باحال , داستان جالب , داستان جدید , داستان خواندنی داستان زیبا , داستان معنی دار , داستان های خواندنی , داستان های واقعی , داستان پرمفهوم , داستان کوتاه , داستان کوتاه جدید , داستانک , داستانک جدید , سری جدید داستان ها , مجموعه داستانهای اموزنده , داستان آموزنده دوایر زندگی ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : داستان , آموزنده ,
بازدید : 487 ♥ تاریخ : شنبه 07 دي 1392 زمان : 14:33 ♥

داستان آموزنده شرافت و مردانگی

داستان آموزنده شرافت و مردانگی

در زمان ساسانیان مردی در تیسفون زندگی میکرد که بسیار میهمان نواز بود و شغلش آب فروشی بود.

روزی بهرام پنجم شاهنشاه ایران (ساسانی) با لباسی مبدل به در خانه ی این مرد میرود و می گوید که از راه دوری آمده و دو روز جا می خواهد .

آن مرد بهرام را با شادی می پذیرد و می گوید بمان تا بروم و پول در بیاورم.

مرد میرود و تا میتواند آب میفروشد و سپس با میوه و خوراک نزد بهرام باز میگردد.

بهرام به میهمان نوازی مرد اطمینان پیدا میکند ولی می خواهد آن مرد را بیشتر امتحان کند.

بنا بر این تا قبل از آمد مرد به دربار رجوع می کند و می گوید :

دستور دهید که هیچ کس حق ندارد از این مرد در سطح شهر آب بخرد.

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : بهترین داستان ها , جدیدترین داستانها , داستان آموزنده , داستان آموزنده شرافت و مردانگی , داستان باحال , داستان جالب , داستان جدید , داستان خواندنی داستان زیبا , داستان معنی دار , داستان های خواندنی , داستان های واقعی , داستان پرمفهوم , داستان کوتاه , داستان کوتاه جدید , داستانک , داستانک جدید , سری جدید داستان ها , مجموعه داستانهای اموزنده ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : آموزنده ,
بازدید : 661 ♥ تاریخ : دوشنبه 02 دي 1392 زمان : 10:26 ♥

داستان آموزنده  کوتاه درخشش کاذب 

داستان آموزنده  کوتاه درخشش کاذب

یک روز صبح به همراه یکی از دوستان آرژانتینی ام در بیابان " موجاوه " قدم می زدیم که چیزی را دیدیم که در

افق می درخشید . هرچند مقصود ما رفتن به یک " دره " بود ، برای دیدن آنچه آن درخشش را از خود باز می

تاباند ، مسیر خود را تغییر دادیم .

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده , داستان آموزنده کوتاه , داستان , داستانک آموزنده , داستانک , داستان های آموزنده , داستان های آموزنده کوتاه , آموزنده , قصه های آموزنده , داستان آموزنده و جالب , داستان خواندنی و آموزنده , داستان آموزنده کوتاه درخشش کاذب , داستان آموزنده درخشش کاذب ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : خواندنی ,
بازدید : 489 ♥ تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 زمان : 13:35 ♥

داستان زیبای چهار شمع 

داستان زیبای چهار شمع

رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آخرین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند .

برای خواندن بقیه داستان زیبای چهار شمع به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان خواندنی , داستان کوتاه , داستان خواندنی کوتاه , داستان آموزنده , داستان آموزنده کوتاه , داستانک , داستانک خواندنی , داستانک آموزنده , داستان خواندنی چهار شمع , داستان کوتاه چهار شمع , داستان آموزنده چهار شمع ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : آموزنده ,
بازدید : 641 ♥ تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 زمان : 10:28 ♥

داستان های آموزنده آذر ماه 92

داستان های آموزنده آذر ماه 92

داستان آموزنده : “طناب خیالی”

 

کودکی از مسئول سیرکی پرسید:

چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!

 

صاحب فیل گفت:

برای خواندن ادامه داستان ها به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : بهترین داستان ها , جدیدترین داستانها , داستان آموزنده , داستان باحال , داستان جالب , داستان جدید , داستان خواندنی , داستان زیبا , داستان معنی دار , داستان های آموزنده و خواندنی آذر ماه 92 , داستان های خواندنی , داستان های واقعی , داستان پرمفهوم , داستان کوتاه , داستان کوتاه جدید , داستانک , داستانک جدید , سری جدید داستان ها , مجموعه داستانهای اموزنده ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : خواندنی ,
بازدید : 659 ♥ تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392 زمان : 15:15 ♥

داستان زیبای دعای مادر

داستان زیبای دعای مادر

پزشک و جراح مشهور (د.ایشان) روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد ، باعجله به فرودگاه رفت .
بعد از پرواز ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه ، که باعث از کارافتادن یکی از موتورهای هواپیما شده ، مجبوریم فرود اضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم .

برای خواندن داستان زیبای دعای مادر به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان , داستان کوتاه , داستان آموزنده , داستان های آموزنده , داستان های کوتاه آموزنده , داستان خواندنی , داستان های خواندنی , داستان کوتاه خواندنی , داستان های کوتاه خواندنی , داستان خواندنی کوتاه , داستان زیبای دعای مادر , داستان دعای مادر , داستان بسیار زیبای دعای مادر , دعای مادر , داستان خواندنی دعای مادر ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : آموزنده ,
بازدید : 1255 ♥ تاریخ : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 زمان : 10:55 ♥

داستان فوق العاده زیبای متلک به دختر

خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!

بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد

تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و

به محـــل زندگیش بازگردد.

به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان آموزنده , داستان کوتاه , داستان آموزنده کوتاه , داستان های آموزنده , داستان های آموزنده کوتاه , داستان متلک انداختن به دختر , دختر , متلک انداختن به دختر , داستان آموزنده متلک انداختن به دختر , داستان کوتاه متلک انداختن به دختر , داستان جالب متلک انداختن به دختر , متلک , داستان فوق العاده زیبای متلک به دختر , دانشگاه , دخترک , خیال , داستان زیبای متلک به دختر , متلک به دختر ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : مطالب طنز ,
بازدید : 287 ♥ تاریخ : سه شنبه 27 فروردين 1392 زمان : 18:27 ♥

داستان قهرمان شدن غضنفر در شمشیر زنی – طنز

یه مسابقه مهارت شمشیر زنی میذارن . بعد از مسابقه خبرنگار با سه نفر اول مصاحبه می کنه ….
اول میره سراغ نفر سوم:  شما چی شد که نفر سوم شدی ؟

به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : آموزنده , برترین مطلب جالب طنز , داستان آموزنده , داستان جالب , داستان خنده دار , داستان طنز , داستان های به یاد ماندنی , داستان های جالب , داستان های زبا , داستان کوتاه خنده دار , داستانک , زیباترین داستان طنز , طنز , غضنفر , غضنفر و خنده , مطالب , مطالب خنده دار , مطلب جدید طنز , مطلب و داستان کوتاه خنده دار و طنز , نوشته های طنز ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()

درباره : آموزنده ,
بازدید : 309 ♥ تاریخ : جمعه 09 فروردين 1392 زمان : 11:36 ♥

خیلی پستی(داستان کوتاه)

 

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر

و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود 

به ادامه مطلب بروید






برچسب ها : داستان کوتاه , داستان کوتاه خیانت , داستان کوتاه دختر و پسر در رستوران , داستان کوتاه درباره خیانت , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه عشق , داستان کوتاه پستی , داستان آموزنده , داستان آموزنده جدید , داستان , داستان جدید ,
نویسنده : adminنظر بدهید ()


آمار سایت
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 5
  • اعضای آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 1510

  • عضو شوید

  • نام کاربری :
    رمز عبور :


    رمز عبورم را فراموش کرده ام
    آمار مطالب
    کل مطالب : 2589
    کل نظرات : 899

    سیستم عامل :
    مرورگر :
    آی پی : 54.226.132.197

  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 38 نفر
  • باردید دیروز : 11,257 نفر
  • بازدید هفته : 11,295 نفر
  • بازدید ماه : 113,655 نفر
  • بازدید سال : 1,994,295 نفر
  • بازدید کلی : 8,808,110 نفر

آخرین کاربران
آخرین نظرات سایت
نظرسنجی
    نظر شما در مورد این سایت چیست؟





تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی وآدرس http://www.tafrihi3.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    نمى دانم چه رابطه ایست ؟

    بین نبودنت با رنگ ها

    دلتنگ تو که میشوم

    زندگى ام سیاه مى شود !


دوست داشتن

    هی تو کمی نزدیکتر بیا ،

    اما چیزی نگو

    بگذار فقط ،

    بگذار چشمهایمان این همه

     دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

چه ساده

    تو چه ساده می روی و …

    من!

    چقدر دوستت دارم هایی 

    که بست نشسته بر گلویم!

فاصله

     از عشق مکن شکوه که جای

    گله ای نیست

    بگذار بسوزد دل من

    مسئله ای نیست

    من سوخته ام در تب ،

    آنقدر که امروز

    بین من و خورشید

    دگر فاصله ای نیست

تبلیغات متنی